راهنمای جامع داستان سرایی در محتوا

زمان مطالعه: 12 دقیقه
558 بازدید
راهنمای جامع داستان سرایی در محتوا

چطور مهارت های داستان سرایی برای برند خود و ارتباط با مخاطب را تقویت کنید.

 داستان سرایی (storytelling) به عنوان یک هنر تعریف شده و یک فرآیند، روش یا تکنیک نیست. هنر داستان سرایی مانند هر هنر دیگری به خلاقیت، چشم انداز، مهارت و تمرین نیاز دارد. داستان سرایی چیزی نیست که با شرکت در یک دوره آموزشی و چند جلسه بتوان آن را درک کرد و یادگیری آن نیازمند آزمون و خطاست.

آیا فکر میکنید داستان سرایی کار دشواری بوده و برای یاد گرفتن آن نیاز به انجام کارهای زیادی است؟ اگر نظر ما را بخواهید، باید بگوییم، بله و به همین علت است که داستان سرایی تبدیل به یکی از عوامل مهم و تاثیرگذار در موفقیت کمپین های بازاریابی شده است. در واقع با داستان سرایی، برندهای برتر و درخشان از کسب و کارهای ساده و مشاغلی که همیشه مشتری وفادار و ثابت خود را دارند، جدا میشوند.

داستان سرایی، قلب بازاریابی درونگراست!

داستان سرایی یک ابزار به شدت کاربردی و فوق العاده در مبحث تولید محتوای با کیفیت بوده و مانند کمربند، نگه دارنده ابزارهای بازاریابی برای شماست. به همین علت تصمیم گرفتیم در قالب یک مقاله کامل، به شما کمک کنیم تا در داستان سرایی استاد شده و با قصه ها و داستان های محشر خود، مخاطب را جذب کنید. پس آماده باشید و قلم و کاغذتان را بردارید.

داستان سرایی چیست؟

داستان سرایی چیست؟

داستان سرایی روندی است که از حقایق و روایات برای برقراری ارتباط با مخاطب استفاده میکند. در این روند برخی از داستان ها، واقعی بوده و برخی هم برای تاثیرگذاری و انتقال پیام بهتر، تغییر کرده اند.

تعریف مشخص شده برای داستان سرایی، به نسبت خاص است و در واقعیت داستان ها تنوع زیادی دارند. طرح زیر به شما کمک میکند تا بهتر متوجه شوید چه موضوعاتی زیر مجوعه داستان سرایی هستند.

داستان سرایی، هنری است که از گذشته تاکنون در بین فرهنگ ها و جوامع مختلف جایگاه ویژه ای داشته است. به این علت که داستان ها یک زبان مشترک و جهانی برای همه هستند. یک داستان را صرف نظر از زادگاه، وطن، گویش و ارث به جا مانده میتوان فهمید.

داستان ها احساسات شدیدی مثل تخیل را برانگیخته میکنند و باعث بوجود آمدن یک حس مشترک بین تمام شنوندگان و داستان سراهای دنیا میشوند.

داستان گفتن مانند نقاشی کردن یک تصویر با کلمات است. با وجود اینکه هرکس میتواند حداقل یک داستان بگوید؛ اما افرادی هستند که مهارت داستان سرایی خود را با اهداف یک سازمان وفق داده و به عنوان داستان سرای یک برند، سازمان و یا کسب و کار شناخته میشوند. شما هم ممکن است با این افراد برخورد داشته باشید که معمولا با عنوان هایی از جمله: بازارایاب، تولیدکننده محتوا و یا متخصص روابط عمومی مشغول به کار هستند.

هر عضوی در یک سازمان میتواند یک داستان هم بگوید. اما قبل از اینکه به چگونگی این موضوع بپردازیم، لازم است درباره اینکه چرا در یک فرهنگ، جامعه و اقتصاد و…داستان گفته میشود، صحبت کنیم.

چرا ما داستان میگوییم؟

دلایل مختلفی برای داستان سرایی از جمله: فروش، سرگرم کردن، آموزش و مبالغه کردن وجود دارد. اما ما قصد داریم درباره این صحبت کنیم که چرا داستان سرایی نسبت به سایر راه ها مثل ارائه یک پاورپوینت یا یک چک لیست، برای انتقال اطلاعات بیشتر انتخاب میشود؟ چرا داستان ها راهی برای به اشتراک گذاشتن، توضیح و فروش اطلاعات هستند؟

به این دلیل که، داستان ها مفاهیم و پیام های پیچیده را به صورت ساده و خلاصه شده بیان میکنند. همه ما تجربه گیج شدن هنگام درک یک موضوع جدید را داشته ایم. در طول زمان، داستان ها راهی را برای ما بوجود آورند که به درک بهتر یک مفهوم بسیار کمک کرده اند.

برای مثال، ممکن است یک معلم از مثال هایی در زندگی واقعی خود برای توضیح یک مسئله ریاضی استفاده کند. یک کشیک در خطبه های خود میتواند با این روش، تصویرسازی های خوبی را در ذهن مخاطب رقم بزند؛ و یا حتی یک سخنران برای مطالعه موردی و انتقال داده های پیچیده میتواند از داستان استفاده نماید.

همانطور که گفته شد، داستان ها، در خلاصه کردن مفاهیم و ساده بیان کردن پیام های پیچیده بسیار کمک میکنند. در واقع داستان سرایی باعث می شود بین مفاهیم ملموس و غیر ملموس با استفاده از ایده های جدید، ارتباطی ایجاد شود که همین روش یکی از بزرگترین استراتژی های داستان سرایی در کسب و کار است.

برای مثال، برند اپل را در نظر بگیرید،کامپیوتر ها و گوشی های موبایل هوشمند یک مفهوم به نسبت پیچیده برای معرفی به مشتری هستند. اما این برند با استفاده از داستان هایی از زندگی واقعی توانسته به مخاطب خود مزایای استفاده از این محصولات را به زبانی ساده توضیح دهد. اگر برای معرفی محصول، به جای داستان سرایی، روی توضیح مشخصات فنی سرمایه گذاری میکرد؛ تعداد کمی از مشتریان قادر به درک و کاربرد محصول بودند.

داستان ها مردم را دور هم جمع میکنند!

داستان ها مردم را دور هم جمع میکنند

همانطور که در بخش های ابتدایی این مقاله توضیح دادیم، داستان ها یک زبان مشترک جهانی هستند. همه ما قصه هایی که درباره قهرمان ها، شکست ها، پیروزی ها و دلشکستگی ها وجود دارند را میفهمیم. همه ما با خواندن یک داستان، احساساتی مثل امید، ترس، عصبانیت، ناامیدی و خوشحالی را همراه با شخصیت های داستان حس میکنیم. به اشتراک گذاشتن حس ها از طریق داستان سرایی، بین افراد مختلف در جوامع متفاوت، حس همدلی مشترکی بوجود می آورد.

در دنیایی که همه چیز تقسیم شده، تنها داستان ها هستند که مردم را دوباره گرد هم آورده و بین آنها، جدا از زبان، مذهب، سیاست و قومیتی که دارند، حسی مشترک میسازند. داستان ها باعث ارتباط برقرار کردن شده و به احساسات ما پاسخ میدهند. داستان ها از ما انسان میسازند!

برند TOMS یک نمونه عالی در کار داستان سرایی است، این برند با اشتراک گذاشتن داستان هایی درباره مشتریان و افرادی که از خدمات آنها استفاده میکنند، توانسته جنبشی بزرگ در کسب و کار خود بوجود آورد؛ که نه تنها فروش را افزایش داده بلکه جامعه مشترک بین مشتریان خود بوجود آورده است.

داستان ها الهام بخش و انگیزه دهنده هستند.

داستان ها از ما انسان میسازند. این موضوع در مورد برندها هم صدق میکند. یعنی با داستان سرایی است که یک برند واقعی شکل میگیرد. برند یک کسب و کار بعد از شفاف سازی و معتبر شناخته شدن وارد زمین شده تا به مشتریان با خدمات و محصولات خود کمک کند و با آنها و افرادی که همراه مشتریان هستند ارتباط برقرار کند.

تلنگر زدن به احساسات مردم و نشان دادن روی خوب و بد ماجرا؛ باعث میشود که داستان ها الهام بخش و انگیزه دهنده شده و در نهایت منجر به عمل شوند. داستان سرایی باعث میشود وفاداری مشتریان نسبت به یک برند خاص بیشتر شود. بنابراین داستان سرایی برای یک برند و محصولات آن، علاوه بر اینکه کسب و کار شما را انسانی تر جلوه میدهد؛ به بازاریابی و موفقیت آن نیز کمک شایانی میکند.

تعداد کمی از برندها از الهام بخشیدن به عنوان یک تکنیک فروش استفاده میکنند. خوب است بدانید برند ModCloth از این تکنیک بسیار خوب استفاده کرده و بهره میبرد. در واقع موسس این برند داستان هایی واقعی از کار خود را به اشتراک میگذارد و این کار او علاوه بر اینکه باعث معتبر و قابل اعتماد تر دیده شدن برند ModCloth میشود، برای سایر صاحبان کسب و کارها نیز الهام بخش است.

چه عواملی باعث ایجاد یک داستان خوب میشوند؟

 استفاده از کلماتی مثل خوب یا بد به نظر مخاطب بستگی دارند. اما برخی از مولفه های غیر قابل بحث هستند که با آنها میتوان یک داستان سرایی عالی را هم برای خواننده و هم برای داستان سرا تجربه کرد. یک داستان خوب ویژگی هایی دارد که در ادامه برایتان لیست کرده ایم:

  • سرگرم کننده: یک داستان خوب، خواننده را با خود درگیر کرده و باعث میشود که مشتاقانه خواهان دانستن ادامه ماجرا باشد.
  • آموزشی: داستان های خوب حس کنجکاوی خواننده رو برانگیخته کرده و اطلاعات جدیدی را به علم او اضافه میکنند.
  • فراگیر بودن: داستان خوب با همه خوانندگان در هرکجا که باشند ارتباط برقرار کرده و به احساساتی که اغلب مردم در زندگی خود تجربه میکنند، تلنگر میزند.
  • سازمان یافتگی: داستان های خوب بر اساس یک نظم و برنامه درست شکل گرفته و به انتقال پیام اصلی و جذب مخاطب کمک میکنند.
  • به یاد ماندنی: یک داستان خوب چه از طریق الهام بخشیدن، چه طنز و چه رسوایی به بارآوردن در هرحال در ذهن خواننده خواهند ماند.

آکادمی HubSpot، سه مولفه را برای ساخت یک داستان خوب معرفی کرده که با استفاده از آنها برای هر موضوعی میتوان یک داستان سرایی خوب انجام داد، این سه مولفه عبارت اند از:

  1. شخصیت های داستانشخصیت پردازی

هر داستانی حداقل یک شخصیت دارد و این کارکتر کلیدی برای ارتباط بین مخاطب و داستان اصلی است. در واقع شخصیت های یک داستان، پلی بین مخاطبان و فردی که داستان را میگوید، برقرار میکنند. اگر مخاطب شما در حین خواندن داستان، بتواند خود را به جای شخصیت اصلی بگذارد، خیلی بهتر با داستان سرایی ارتباط گرفته و تعامل و درخواست های او از کسب و کار شما بیشتر میشود.

  1. تعارض

تعارض

 

وجود تضاد و تعارض در داستان باعث میشود، بفهمیم شخصیت اصلی چطور بر چالش های خود غلبه کرده است. تعارض در داستان، احساسات مخاطب را برانگیخته کرده و با بیان تجربیات مشابه با او ارتباط برقرار میکند. وقتی در حال گفتن داستانی هستید، قدرتی نهفته در آنچه که آموزش میدهید وجود دارد و اگر در داستان شما تضاد و تعارضی به کار نرفته…اصلا شبیه یک داستان واقعی نیست.

 

 

  1. نتیجه گیری

هر داستان خوب پایانی دارد و حتما لازم نیست که این پایان خوب باشد. داشتن جمع بندی برای هر داستان باعث میشود، منظور و هدف شما دقیق تر و واضح تر دیده شده و مفهوم شخصیت ها و تعارض های موجود در متن بهتر به مخاطب منتقل شود و در انتها مخاطب را با یک CTA (فراخوانی انجام عمل) تنها بگذارد.

با این توضیحات فهمیدیم که یک داستان خوب چه بخش هایی را شامل میشود. در ادامه درباره چگونگی ساخت داستان صحبت خواهیم کرد.

روند اجرایی داستان سرایی

داستان سرایی

همانطور که میدانید داستان سرایی یک هنر است و مانند هر هنر دیگری به خلاقیت، چشم انداز، مهارت و به طور ویژه به تمرین کردن نیاز دارد.

نقاشان، مجسمه سازان، طراحان و سفالگران همگی زمانی که در حال خلق یک هنر هستند؛ از خلاقیت ذاتی خود استفاده میکنند. زیرا با این کار به خوبی میدانند که خلق اثر هنری خود را از کجا شروع کرده و چطور میتوانند آنرا با توجه به چشم اندازی که دارند، گسترش دهند و برای بهترین شدن بیشتر تمرین کنند. برای داستان سرایی، به ویژه برای نوشتن داستان کسب و کارها نیز چنین روندی در کار وجود دارد.

شاید برایتان سوال پیش بیاید که چرا روند داستان سرایی تا این حد اهمیت دارد؟! به این دلیل که برای یک برند یا سازمان، شما ممکن است با هزاران حقیقت، آمار و پیغام رو به رو باشید تا از دل آنها یک داستان کوتاه در بیاورید. خب در این شرایط چطور باید بدانیم که از کجا شروع کنیم؟ اولین قدم را بردارید و بعد از آن خواهید دانست که به کجا میروید.(و چگونه به آنجا میرسید.)

  1. شناخت مخاطب

مخاطب داستان شما کیست؟ چه کسی بیشترین واکنش را نشان داده و سود خواهد برد؟ برای ساخت یک داستان قانع کننده، ابتدا باید خواننده و کسی که به کار شما واکنشی نشان میدهد (جهت خرید و یا استفاده از خدمات) را به خوبی درک کنید.

قبل از اینکه کاغذ و قلم خود را بردارید و یا شروع به تایپ کلمات در سیستم کنید، لازم است که تحقیقاتی در جهت شناخت بازار هدف خود داشته و پرسونای مشتری خود را تعریف کنید. انجام دادن این کارها باعث میشود با مخاطبی که در حال خواندن، دیدن یا شنیدن داستان شماست، به خوبی آشنا شوید. همچنین مسیری مستقیم برای پایه ریزی داستان و قدم های بعدی فراهم میشود.

  1. مشخص کردن پیام اصلی

 داستان سرایی ممکن است یک صفحه یا ۲۰ صفحه، ده دقیقه یا ۱ ساعت باشد. در تمام این حالت ها لازم است که داستان شما حاوی یک پیام اصلی باشد. مانند زیربنای یک خانه که قبل از شروع ساخت و ساز باید پایه ریزی شود؛ داستان ها نیز با داشتن یک پیام اصلی باید گفته شوند.

آیا داستان سرایی شما درباره فروش یک محصول یا افزایش سرمایه کسب و کار است؟ آیا خدماتی را معرفی میکند یا در دفاع از یک مسئله گفته شده؟ نکته اصلی داستان چیست؟

برای اینکه در تعریف پیام اصلی کمکی شده باشد، سعی کنید داستان خود را به صورت خلاصه در ۶ الی ۱۰ کلمه بگویید. اگر نتوانید این کار را انجام دهید پس داستان شما فاقد پیام اصلی است.

  1. تصمیم گیری برای نوع بیان داستان

داستان ها با یکدیگر متفاوت هستند. برای اینکه مشخص کنید قصد گفتن چه نوع داستانی را دارید؛ باید بفهمید که مخاطب شما هنگام خواندن آن چه حسی دارد و چه واکنشی نشان میدهد.

این کار به شما کمک میکند تا بدانید چگونه قصد ساختن داستان خود را داشته و چه اهدافی را برای آن دنبال میکنید. در ادامه چند هدف رایج در داستان سرایی را برایتان لیست کرده ایم:

  • ترغیب کاربر به انجام دادن کار

با داشتن این هدف، داستان شما باید نحوه موفق شدن در کار و کلیه اقداماتی که در این مسیر انجام شده است را از گذشته تاکنون شرح دهد، تا مخاطب با خواندن آن بتواند رسیدن به جایگاه موفقیت را برای خود با تغییرات گفته شده در داستان، تصور کند. در این نوع داستان از توضیح بیش از حد جزئیات و یا اغراق آمیز نشان دادن کارهای خود بپرهیزید، تا مخاطب بتواند روی اقدامات و تغییراتی که در داستان گفته شده تمرکز کند.

  • توضیحات شخصی

اگر هدف از داستان سرایی توضیح درباره خودتان است، داستانی بگویید که ویژگی های واقعی، مبارزات انسانی و شکست ها و موفقیت ها را نشان دهد. مشتریان امروزی از کار برندهایی که با اصالت بوده و داستانی جذاب دارند، به شدت استقبال کرده و با آنها ارتباط برقرار میکنند.

  • انتقال ارزش ها

داستانی با شخصیت ها، احساسات و موقعیت های مشابه بگویید، تا مخاطب بتواند داستان را در زندگی شخصی خود پیاده کند. این مورد زمانی اهمیت پیدا میکند که افراد با برخی ارزش های داستان، موافق و با برخی مخالف باشند.

  • توسعه جامعه مخاطبین و میزان همکاری

داستان سرایی خود را طوری انجام دهید تا مخاطب به بحث کردن و به اشتراک گذاشتن داستان شما با دیگران ترغیب شود. از تجربه ها و موقعیت هایی استفاده کنید که بعد از خواندن مطلب، کاربران بگویند: من هم همینطور! و حتما حتما شخصیت های داستان و موقعیت را در حالتی خنثی نگه دارید تا داستان گفته شده بتواند افراد مختلف را به خود جذب کند.

  • انتقال دانش

یکی دیگر از اهداف داستان سرایی، انتقال علم و دانش است. برای این هدف، داستان شما میتواند شامل تجربه های شخصی و تست های آزمون و خطا باشد؛ تا مخاطب چگونگی حل مشکل را یاد گرفته و در مورد راه حل های دیگر حل مسئله بوجود آمده نیز بحث کند.

  1. مشخص کردن call to action (فراخوانی برای انجام عملی توسط کاربر)

کال تو اکشن

هدف اصلی شما با فراخوانی (CTA) که در سایت میزنید؛ مشابه هم هستند. با این تفاوت که CTA به طور مستقیم کاربر را بعد خواندن داستان دعوت به اقدام کار میکند.

بعد از مطالعه داستان، دقیقا قصد دارید که کاربر چه واکنشی از خود نشان دهد؟ ممکن است بخواهید اهدای پول، عضویت در خبرنامه، شرکت در دوره یا خرید یک محصول صورت بگیرد. این موضوع را در کنار هدف اصلی خود قرار داده تا بتوانید بهترین CTA را طراحی کنید.

برای مثال، اگر هدف، افزایش مخاطب وبسایت است؛ بعد از خواندن مقاله با دکمه های اشتراک گذاری در شبکه های اجتماعی، میتوانید از خوانندگان بخواهید که مطالب شما را منتشر کنند.

  1. مشخص کردن رسانه و فرمت داستان

داستان ها میتوانند اشکال و فرمت های مختلفی داشته باشند، برخی برای خواندن، برخی برای تماشا و برخی برای شنیدن هستند. این نکته را به خاطر داشته باشید که حتما باید نوع رسانه ای که از طریق آن قصد گفتن داستان خود را دارید، مشخص کنید و این موضوع به منابع زمان و پول شما بستگی دارد.

آکادمی دیجیتال مارکتینگ راه دی ام، در ادامه چند روش مختلف که از طریق آنها میتوانید داستان خود را بیان کنید برای شما عزیزان لیست کرده است:

  • داستان نوشتاری

داستان سرایی نوشتاری

یک داستان نوشتاری، میتواند از طریق مقالات، پست های بلاگی یا کتاب ها گفته شود. این مدل داستان بیشتر به صورتی متنی بوده که میتواند شامل تعدادی تصویر هم بشود. داستان های نوشتاری، مقرون به صرفه ترین راه برای داستان سرایی است و فقط به یک ویرایشگر برای نوشتن متن و یا کاغذ و قلم شما نیاز دارد.

 

 

  • داستان گفتاری

داستان گفتاری معمولا توسط یک فرد از طریق سخنرانی و یا ارائه گفته میشود. TED talks یک نمونه بسیار خوب از این مدل داستان سرایی است. داستان گفتاری به علت زنده و مستقیم برگزار شدن نیازمند تقویت مهارت های انتقال پیام و برانگیختن احساسات مخاطب از طریق صحبت کردن میباشد.

 

  • داستان صوتی

داستان صوتی

 

داستان صوتی توسط گوینده آن با صدای بلند، ضبط میشود و همین موضوع باعث شده داستان صوتی و گفتاری در دو دسته جدا از هم قرار بگیرند. بیشتر داستان های صوتی با فرمت پادکست ساخته شده که با تکنولوژی های امروزی تهیه آن نسبت به گذشته بسیار مقرون به صرفه تر است.

 

 

 

 

  • داستان دیجیتالی

داستان های دیجیتالی از طریق رسانه های مختلفی از جمله ویدیو، انیمیشن، بازی و استوری های تعاملی در شبکه های اجتماعی گفته میشود. این مدل داستان، تاثیرگذارترین نوع داستان سرایی از لحاظ احساسی و بصری است. به همین علت گران ترین نوع هم محسوب میشود. اما نگران نباشید، کیفیت ویدیو به اندازه پیامی که قصد انتقال آن وجود دارد، اهمیت ندارد.

  1. بنویسید!

اکنون وقت آن رسیده تا قلم و کاغذ بردارید و داستان خودتان را خلق کنید. همراه با پیام اصلی، هدف مخاطب و CTA را هم در داستان تنظیم کنید،.اضافه کردن این جزئیات صرفا به خلاقیت داستان پردازی شما بستگی دارد.

  1. به اشتراک گذاشتن داستان

اشتراک گذاری و معرفی داستان خود را فراموش نکنید. مانند تمام بخش های مربوط به محتوا، خلق کردن نیمی از کار و به اشتراک گذاری مطلب نیمه دیگر آن است.

بسته به نوع رسانه ای که برای انتشار محتوا انتخاب کرده اید، باید داستان خود را در شبکه های اجتماعی مختلف و از طریق ایمیل به اشتراک بگذارید. علاوه بر این، داستن نوشتاری میتواند از طریق پست های بلاگی، ویرگول و مدیوم و پست مهمان سایر سایت ها معرفی شود.

داستان های دیجیتالی معمولا در شبکه های انتشار ویدیو مثل یوتیوب، آپارات به اشتراک گذاشته میشوند و داستان های گفتاری را میتوان ضبط کرد و فایل صوتی را بعد از اجرای زنده بین مخاطبین پخش کرد.

هرچه به اشتراک گذاری در بستر های بیشتری صورت بگیرد، تعامل و درگیر شدن کاربر با داستان و تعداد مخاطبان بیشتر خواهد شد.

نتیجه گیری

 داستان سرایی یک هنر است و برای کسب و کار و مشتری شما ارزش این را دارد که حرفه ای ساخته شود. داستان ها مردم را به هم نزدیک کرده و برای آنها الهام بخش و تکان دهنده است. این نکته را همیشه به خاطر داشته باشید که مشتریان امروزی آنچه شما برای فروش عرضه میکنید را نمیخرند، بلکه دلیل این عرضه کردن برایشان مهم است.

 داستان سرایی به شما کمک میکند تا با چرایی خلاق و جذاب بودن ارتباط برقرار کنید. به علاوه به نظر شما داستان سرایی جالب نیست؟

منبع: hubspot

۲ دیدگاه. دیدگاه تازه ای بنویسید

  • مرسی از محتوای جذابتون. ولی به نظر شما آیا call to action داشتن داستان ها جنبه داستانی بودنش رو از بین نمیبره؟

    پاسخ
    • سلام خانم دادرس سپاس از حسن لطف شما
      ببینید اصلا کلا حوزه تولید محتوا بحثی کاملا درکیه حالا شما خودتون رو بذارید جای کاربرتون ببینید چه دکمه اقدام به عملی باید قرار بدید تو داستانتون که جذابیتش رو از بین نبره
      با آرزوی بهترین ها برای شما

      پاسخ

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این فیلد را پر کنید
این فیلد را پر کنید
لطفاً یک نشانی ایمیل معتبر بنویسید.
شما برای ادامه باید با شرایط موافقت کنید

اشتراک گذاری مقاله

با اشتراک گذاری مقاله هم به دوستانتان لطف کردید هم به ما 🙂

جدید ترین مقالات دیجیتال مارکتینگ

دوره های رایگان دیجیتال مارکتینگ

مقاله
نظرات
اشتراک گذاری
فهرست